أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
183
تجارب الأمم ( فارسى )
پيروزى به پيروزى بپيونديد و نيرو بر نيرو بيفزاييد و پشتيبانى به پشتيبانى رسانيد و دورانديش باشيد و تا توانيد به اين نبرد دل نهيد و پيوسته پيكار كنيد ، كه همه سودتان و درستى نواخت و فزونى بخششهاى يزدان و رسيدن به خوشنودى وى به همين بسته است . « بدانيد كه دشمنان شما از توران و روميان و هندوان و ديگران ، اگر بر شما پيروز مىآمدند ، هرگز چنان آسيب نمىزدند كه اين دشمن ، اگر بر شما چيره آيد ، بر شما زند . چه ، اين يك ، سرسختتر و نيرنگبازتر و كارش دشوارتر از آن دشمنان ديگر است . « اى مردم ، من در راه شما چنان كه ديديد رنجها بردم و چنان كه دانيد با شمشير و نيزه ، در بيابانها و درياها و كوهها و دشتها ، با دشمن دشمن ، سپاه سپاه ، و شاه شاه نبرد كردم . با اين همه ، هرگز براى پيكار با آنان اين چنين ، نزد شما لابه نكردم و اين چنين خواستار تلاش و كوشش و گرد آمدن و بسيج شدن شما نبودم . امروز اگر چنين كنم ، اين از ترسناكى و بسيارى شكوه و بيم از خشم او بر شماست و اگر من ، اى مردم ، بر اين دشمن چيره نگردم و او را از شما نرانم ، بزرگترين دشمنان را در ميان شما نهاده و ناتوانترينشان را از شما دور ساختهام . پس در راندن اين دشمن ترسناك كه به شما بسيار نزديك است ، با من يارى كنيد . شما را به يزدان سوگند ، مرا در برابر او يار باشيد ، تا او را از شما برانم و از ميان شما بيرون كنم ، تا آزمايش شما در نزد من و آزمايش من در نزد يزدان به درستى انجام پذيرد ، تا هم من و هم شما بيش از پيش شايستهء بخشش و نوازش او گرديم و اين سربلندى و پيروزى و پايگاه و توانمندى و اين دارايى و جايگاه ، بى كم و كاست بر جاى ماند . » « اى مردم ، چون از نوشتن اين نامه و باز نمودن نيكىهايى كه خداوند ما را بدان نواخته بياسودم ، در كار دارا و پيروزى و چيرگى او بر شاهان و مردمان و دست يافتن او بر سرزمينها بينديشيدم و نگريستم كه وى چون كار همين دشمن استوار نكرد چگونه با آن همه پيروزيها و چيرگىها ، خود و سپاهيان وى نابود شدند . زيرا كه دارا به آن چه شهريارى بدان راست آورده بود و فرمانروايى بدان استوار داشته بود و بر دشمنان بدان چيره شده بود و بدان به نواختهاى بسيار رسيده بود ، و در چهار سوى جهان سربلند و سرفراز شده بود ، بسنده نكرد ، و سخنچينى را نيز